|
در انتظار مهدی | ||||||
|
القای اختلاف بین مسئولان کشور
خبرگزاری فارس: رسانههای بیگانه برای هماهنگی با تصمیمات لابی های سیاسی غرب، القای اختلاف بین مسئولان کشور را در دستور کار خود قرار داده اند. به گزارش گروه فضای مجازی فارس به نقل از سایت خبری ارزشیها http://news.arzeshiha.ir/ یکی از مهمترین مسائلی که در مشارکت حداکثری شهروندان یک جامعه در انتخابات نقش موثری دارد بحث اتحاد و همدلی مسئولین جامعه است.به گونه ای که همه کارشناسان سیاسی براین باورند که اتفاق نظر و به نوعی هم دلی مدیران و مسئولان جامعه در حل مشکلات مردم و جامعه نقش به سزایی در مشارکت حداکثری دارد. به همین علت تاکید همگان بر این است که نباید در این موضوع خللی ایجاد شود و برای ایجاد مشارکت حداکثری باید اتحاد و هم بستگی مسئولین روز افزون باشد. [ پنجشنبه 4 اسفند 1390 ] [ 02:37 ب.ظ ] [ سکینه صادقیان ]
نویسنده: سرلشکر بسیجی دکتر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح
“بسیجی” از جمله واژههایی است که به لطف انفاس قدسی امام تنها در لغتنامه و دایرهالمعارف انقلاب اسلامی یافت میشود. “بسیجی” فرد عاشق سراز پا نشناختهای است که لحظه لحظه زندگی خویش را وقف اسلام و قرآن و ولایت و انقلاب اسلامی کرده است.
شناخت بسیجی در وضعیت کنونی و آینده از ضروریات بزرگی است که در سرنوشت سامان دادن به کشور، ترویج اسلام ناب و تداوم راه مقدس انقلاب و امام راحل (سلامالله علیه) نقش تعیین کننده دارد. ملاک و مبنا برای معرفت بسیجی، تفکر بسیجی است که ما را میتواند به گوشههایی از حیات معنوی او رهنمون و ماهیت و شخصیت واقعی این انسان معنوی و الهی را برای ما روشن سازد. در این نوشتار که به قلم سرلشکر بسیجی دکتر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح به رشته تحریر درآمده ویژگیهای بسیجی مورد بررسی و کاوش قرار گرفته است که تقدیم حضورتان میکنیم؛ بررسی مفهوم واژههای اساسی تحقیق “بسیجی” از جمله واژههایی است که به لطف انفاس قدسی امام تنها در لغتنامه و دایرهالمعارف انقلاب اسلامی یافت میشود. “بسیجی” فرد عاشق سراز پا نشناختهای است که لحظه لحظه زندگی خویش را وقف اسلام و قرآن و ولایت و انقلاب اسلامی کرده است. او مطیع اوامر “ولی فقیه” زمان است؛ بر دشمن میتازد و امان از او میبرد؛”پارسای” شب است و “شیر” روز؛ هدف غایی بسیاروالای بسیجی او را در جایگاهی بس مقدس قرار داده است. یک چریک یا یک پارتیزان برای جنگ خود علیه دشمن هدف عالی دارد. او میجنگد تا کشور و مردمش را از تجاوز دشمن و از یوغ استعمارگر نجات دهد. این به نوبه خود هدفی عالی است؛ اما در این راه چیز دیگری نیست. آخرش همین است و بس. اما بسیجی میجنگد چون بهواسطه ولی فقیه زمان خودمطیع اوامر الهی است؛ یعنی میجنگد چون دستور خداوند، جهاد است و صلح میکند چون اراده خدا بر آن قرار دارد. این است که به بسیجی روح و نشاط میدهد و او را تا ردیف اولیای الهی ارتقا میبخشد. همین درجه از عبودیت و بندگی است که آن یار سفر کرده را به وجد میآورد تا آنجا که بسیجی را فرزند خود میخواند و با آن درجه از خلوصی که در وجود مبارکش سراغ داریم، برانگیخته شدن در روز محشر را با فرزندان بسیجیاش از خدا میخواهد. بدین ترتیب معلوم میشود که بسیجی مفهومی کلیتر از رزمنده است چرا که مراتب بندگی فقط در جنگ نیست که تبلور مییابد بلکه در تمام شئون زندگی بشری عینیت دارد. بسیجی کسی است که در هیچ یک از دستهبندیهای مادی و متعارف قرار نمیگیرد. نه متعلق به حزب است و نه متعلق به زمان، مکان،طایفه، صنف بخصوصی و نه هر دستهبندی دیگر. زیرا بسیجی یار امام است و بسیجی عبد خداست وانسانی از تبار ابراهیم (علیهالسلام) که اسماعیلوار، مصمم وعاشقانه به مسلخ عشق میرود؛ راه حق میجوید و سالک همیشه کوی دوست است. ۲) تفکر بسیجی و ویژگیهای آن این واژه مقدس که اولین بار از پرتو کلام نورانی امام راحل تجلی یافت به یک معنا همان اندیشه واعتقادی است که شریفترین فرزندان امام آن را آگاهانه برگزیدند و تمام فکر و خلق و خوی و عمل خود را با آن میزان، تنظیم کردند تا آنجا که انسانهای دیگری شدند با رایحهای ولایی و صبغهای الهی و جلوهای قرآنی و به معنای دیگر تفکر بسیجی به تمام و کمال، همان اندیشه و اعتقاد کامل به اسلام ناب محمدی (صلیالله علیه و آله) است یعنی بیاسلام ناب، بسیجی نتوان شد و بیتفکر بسیجی، اسلام، اسلام محمدی نخواهد بود. بنابراین تفکر بسیجی، تعبیری بدیع از مکتب اسلام و آئین الهی تشیع است. این تفکر ویژگیهایی دارد که همان شاخصههای اسلام ناب محمدی(صلیالله علیه و آله) و شاخصههای اسلام علوی و اسلام زهرایی و اسلام عاشورایی حسینی و زینبی است. امام خمینی(سلامالله علیه)احیاگر اسلام ناب محمدی (صلیالله علیه وآله) و پایهگذار و معلم مکتب “تفکر بسیجی”در عصر ما بزرگترین تفسیر را از بسیج و تفکر بسیجی، ارائه میفرماید:”من... از خدا میخواهم که با بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در دنیا افتخارم این است که خود بسیجیام”. با این تعبیر امام راحل هم بسیجی و تفکر بسیجی را تا اعلا درجه ستود زیرا به بسیجی بودن افتخار کرد و هم به رهروان آموخت که تفکر بسیجی چیست و اسوه بسیجی کیست. از برکات نهضت عظیم و مقدس اسلامی به رهبری حضرت امام راحل حضور هرچند کوتاه مدت ولی موثر و همه جانبه تفکر امام راحل در همه صحنههای حیات امت اسلامی بویژه در مهمترین حادثه انقلاب اسلامی یعنی دفاع مقدس بود. این حضور که از پشتوانه گرانبها از عالیترین درجات ایمان و عمل صالح برخوردار بود در کوتاهترین مدت منشاء چنان تحولات شگرفی در میان رهروان شد که حتی گاهی راه باور را بر همرهان دشوار میکرد و رنگ و بوی افسانه به خود میگرفت، اما عاقبت دشمنان هم دریافتند که تفکر بسیجی آنگونه که امام راحل پایهگذاری کرد، کیمیایی است که حتی افسانهها را در وادی واقعیت به مبارزه میطلبد. تفکر بسیجی آن چنان حقانیت اصحاب کربلا را به نمایش گذاشت که دیگر هیچ منکری نتواند شائبه مبالغه در داستان فداکاران کربلا را به دل راه دهد. تفکر بسیجی با اوصاف اعجابآورش چیزی نیست جز برنامه بینظیر توحید وعدالتخواهی وشاخصههای آن چنین است: ۱) پیوند و بیعت با ولایت: از محمد(صلیالله علیه وآله) و علی(علیهالسلام) تا مهدی(عج) و در زمان غیبت با ولایت فقیه. ۲) ایمان و اخلاص: تفکر بسیجی بیش از هر چیز بر ایمان خالص و محض به غیب مبتنی است؛ ایمان به الله با همه اسما و اوصاف جمال و جلالش بدون ذرهای تردید یا شرک. ۳) حریت در عبودیت: در این مکتب، بندگی نه از روی طمع و نه از روی خوف بلکه از روی آزادگی و عشق به معبود است؛ همانگونه که امیرمومنان(ع) در وصف خویش بیان فرمود لذا بسیجی بنده رب است نه بنده زر و زور؛ چه او شرافتمندتر از این است که غیر از این باشد. ۴) اطاعت آگاهانه: از آنجا که بسیج در اصل خود تبلور آیه شریفه “اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولی الامر منکم” (نساء ۵۹) است، بدون تردید اطاعت و فرمانبرداری آگاهانه در تفکر بسیجی جایگاه منحصر به فردی را به خود اختصاص میدهد زیرا در تفکر بسیجی عنایت نهایی برای انسان، کسب رضایت معبود است و چنین غایتی جز با فرمانبرداری مطلق از اوامر الهی که همانا عمل به تکلیف معین شده از سوی امام و ولی فقیه در زمان غیبت است، حاصل نمیشود. اطاعت از فرماندهی از بدیهیترین ویژگیها و آشناترین شاخصههای رزمندگان است که یک روز ندای هل من ناصر حسین زمانه را با ترک مال و منال و جاه و مقام و درس و مدرسه پاسخ دادند و روز دیگر جام زهر پذیرش قطعنامه را به امر فرمانده عزیزشان بر خویش گوارا کردند و سپس بلافاصله برای خرد کردن دندان تهاجم خائنان منافق و صدام پلید “مرصاد” را آفریدند و ثابت کردند آن کس که بسیجی است چون موم در دست فرمانده بحق خود نرم و انعطافپذیر است و انعطافپذیری در برابر فرمان حق، خصلت خاص همه صاحبان تفکر بسیجی است. ۵) عدالتخواهی: از مهمترین ویژگیهای تفکر بسیجی عدالتخواهی همه جانبه است در همه ابعاد اجتماعی، حقوقی، اقتصادی، سیاسی و اخلاقی. بسیجی تفسیر عدالت علی(علیه السلام) است که به قیمت تمام جهان حاضر نیست به قدر گرفتن پوست جویی از دهان مورچهای به کسی ستم کند اگرچه آن کس دشمن او باشد. بسیجیان به حکم “کونوا قوامین لله شهداء بالقسط...”(مائده، ۸) قائمان به قسط هستند و بدکاری هیچ قومی آنها را به ستمکاری نمیکشاند. خودداری رزمندگان ما از مقابله به مثل با جنایات صدام علیه مردم از همین تعهد ناشی میشد. ۶) ظلمستیزی: بسیجی مصداق فریاد عادلترین مظلوم و مظلومترین عادل خلقت یعنی فریاد “کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا” امیرمومنان (علیهالسلام) است. بسیجی فرمانبردار امامی است که فرمود:”ما تا آخر در کنار مظلومان جهان میایستیم و با ظالم میجنگیم” یعنی ما تا فنای فتنه در جهان مجاهده میکنیم (انفال، ۳۹) و در میدان مبارزه با ظلم، لبه تیز شمشیر خود را متوجه ریشه همه مظاهر فرهنگی، حقوقی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ستمگران میکنیم و تا قطع تمامی آن ریشههای متعفن از پا نخواهیم نشست. ۷) شهادتطلبی عاشقانه: اشتیاق غرقه شدن در خون خود همواره بزرگترین آرزوی اولیای الهی بوده است و “فزت و رب الکعبه” زبان حال همه عاشورائیانی است که یک عمر استغاثه برای توفیق شهادت در راه خدا را پیشه خود میساختند و در انتظار آن بیتابانه لحظهشماری میکردهاند. داستان پیشی گرفتن اصحاب امام حسین(علیهالسلام) در میدان کربلا و رزمندگان ما در ایام دفاع مقدس علاوه بر اثبات این حقیقت شگرف، گویای اوج ازخودگذشتگی و کمالی است که از آشکارترین ویژگیهای تفکر بسیجی است. ۸) ایثارگری کریمانه: هرچند ایمان خالص به غیب، این باور را که انسان هرچه را در این دنیای مادی در راه خداوند از دست بدهد در واقع حقیقت آن را در اعلا مرتبهاش به دست آورده است، در تفکر بسیجی ایثارگری معنای گستردهتری دارد و آن از خودگذشتگی است به تمام معنا. همه چیز برای رضای خداوند در طبق اخلاص گذاشته میشود. چنین تفکری انسان را تا آن اندازه متعالی میکند که حاضر میشود در گمنامترین وضعیت دنیوی در اوج بیتوقعی و وارستگی از همه چیز خود بگذرد و چون حسین(علیهالسلام) با زمزمه “رضا برضاک”پای در میدانی میگذارد که در نظر خلایق چیزی جز دام بلا و مصائب نیست. ۹) زهد و قناعت: پس از روشن شدن ارتباط عمیق ایثارگری با تفکر بسیجی دیگر نمیتوان آن را منهای زهد و قناعت تصور کرد زیرا اساس این تفکر بر چیزی است که حتی سایه رفاهطلبی، راحتطلبی، شکمبارگی، اسراف، تبذیر، تجملپرستی و دنیادوستی در قاموس آن راه ندارد. تفکر بسیجی این است که کوله بار زهدی علیوار، توشهای از سادهترین طعامها و سرپناهی از بیتجملترین بناها و پوشاکی از مردمیترین پوششها را به همراه دارد. بسیجی هنوز تصویر خانه گلی علی (علیه السلام) و اتاق کوچک امام خمینی(ره) و حسینیه بیتجمل جماران را بر لوح دل خویش دارد و میداند که تفکر بسیجی یعنی عزم راسخ مبارزه و این عزم همانطور که امام بسیجیان فرمودند با رفاه طلبی و راحتطلبی هرگز سرسازش ندارد. ۱۰) تواضع و صمیمیت: اصولا آنچه بوی تکبر و خودبینی میدهد هزاران سال از فرهنگ متعالی بسیج و تفکر بسیجی فاصله دارد زیرا بسیجی پیش از هر چیز همه سدهای منیت و خودبینی را در هم شکسته است او در میان اسمای الهی محو و در میان بندگان خدا ناشناس است. او علو و مرتبت را از آن خدا میبیند و اسوهای دارد که هرگاه تازه واردی بر جمع او و یارانش وارد میشد، نمیتوانست بدون راهنمایی یاران دیگر او را از دیگران بازشناسد (سنن النبی علامه طباطبایی) او سردار رشیدی چون مالکاشتر داشته است که از شدت تواضع،جاهلان بر او جسارت میکردند و او با کرامت آنان را دعا میکرد. او امامی دارد که وقتی استقبالکنندگان لجام اسب او را کشیدند و در رکاب او دویدند به خشم آمد و بر آنان خروشید که این رسم نه شایسته امیرمومنان است که خودمشی اهل ایمان را مشی تواضع میداند. او امامی دارد که دعوت فقرا را به صرف غذایی از آب استخوان پخته میپزد و پیامبری دارد که چون بردگان، متواضعانه مشی میکند و همچون آنان طعام صرف میکند و همچون آنان جلوس میکند در حالی که عزیزترین و شریفترین است نزد خدای (نهجالبلاغه، خطبه ۱۵۹، فراز ۲۲.) خود او آنگاه که در کنار زیردستان خود بر پشت وانت سوار میشود و دیگران را بر جای بهتر مینشاند میخواهد بگوید که من پرچمدار تفکر بسیجیام؛ تفکر آن پیامبری که در زمان رواج رفتارهای اشرافگرانه و استکباری سفیانیان در اوج عزت و اقتدار بر استر یا چارپایی بدون زین و پالان سفر میکرد(سنن النبی علامهطباطبایی.) بر بوریایی میآرمید و پیاده مسافتهای طولانی کوچههای مدینه را طی میکرد و همه اینها در حالی بود که حتی جبرئیل شایسته همراهی او تا “قاب قوسین اوادنی” (النجم، ۹) نبود. ندای “ولاتمش فی الارض مرحا انک لن تخرق الارض و لن تبلغ الجبال طولا” (اسرا، ۳۷) آویزه گوش اوست تا مجمع یاران و اهل ایمان را مقرون صفا و صمیمیت کند و بوستان دین را بارورتر سازد. ۱۱) شجاعت و دلاوری: حرکت شجاعانه پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) در صفوف مقدم نبرد با دشمنان، مبارزه یک تنه حضرت امیر(علیه السلام) با قویترین پهلوان عصر خویش آنجا که یک ضربت او بر همه عبادات جن و انس برتری یافت و ایستادگی شجاعانه مظلومان کربلا در برابر سپاه بیشمار قساوتپیشگان یزیدی همه و همه برگهای زرینی از پرونده درخشان شجاعتهای اعجابانگیز تربیتشدگان مکتب اسلام ناب یعنی تفکر بسیجی است. نبرد تن با تانک، نبرد نوجوانان دریادل بسیجی با رزمدیدهترین فرماندهان دشمن و نبرد پابرهنگان جانباخته با میدانهای بیترحم مین و انفجار، پیشروی به قلب دشمن زیرباران آتش دشمن و بالاخره نبرد بدن با فولاد و آتش، جملگی آثار انکارناشدنی تحولی هستند که تفکر بسیجی در همه معیارهای محاسباتی انسان مومن پدید آورد. سرگذشت فرماندهان شهید که بهمانند ستارگان درخشانی آسمان مصفای انقلاب اسلامی را منور کردهاند، گواهان صادق این حقیقتند که تفکر بسیجی محرک مقدسی است که همواره بهترینها را مشتاقانه به سوی سهمگینترین میدانهای مبارزه و نبرد سوق میدهد. شهیدان گرانقدری نظیرچمران، خرازی، حاج همت، باقری، باکریها، میثمی، چراغی، کریمی، بروجردی، شفیعزاده، زینالدین و... الواح زرین دفتر عشق و شهادت و مکتب تفکر بسیجی هستند. ۱۲) صلابت و کوبندگی: تفکر بسیجی آنگاه که دفاع از کیان اسلام و عزت مسلمین و حقوق مستضعفین در میان باشد، صیقلدهنده شمشیر عدالتجو و ظلمستیز رزمندگان و استحکامبخش گامهای استوار همراهان و یاران رسولالله خواهد بود. چه اینان در کنار رسولالله(صلیالله علیه و آله) اشداء علی الکفار (فتح، ۲۱) هستند و نامشان چون نام مولایشان لرزه بر اندام منحرفان و مفسدان میاندازد. اینان احیاگر خاطره رشادتهای امیرمومنان و فرمانده دلاورش مالک و فرزند شهیدش عباس علمدار هستند و اینان کسانی بودند که یک تکبیر آنان شیرازه سپاه دشمن را از هم میگسیخت و گروه گروه از آنان را ذلیلانه به شکست و اسارت وا میداشت. اینان فرزندان خمینی(رحمهالله علیه) بودند که چون ابراهیم با ندای تکبیر بتهای شرق و غرب را در هم کوبیدند و مستکبران را به عجز و ذلت کشاند. ۱۳) ابتکار و خلاقیت: طراحی خندق در نبرداحزاب، آنگاه که جمعیت مومنان در محاصره سهمگین کفار و مشرکین قرار داشتند، نشان داد که عنایت الهی چگونه اذهان اهل ایمان را به نور خود پویا میکند و البته این امر بدیهی است. او خود وعده فرمود:”ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا”. (انفال، ۲۹) او که به اهل تقوا شناخت عالی از همه رموز خلقت میدهد، طبیعی است که کشف رموز جهان مادی در چنین مکتبی برای اهل ایمان و تقوا بسیار پیش پا افتاده خواهد بود. تفکر بسیجی ذهن را چنان صیقل میدهد که پردههای غیب را کنار میزند. حال چگونه در وادی روابط و حوادث مادی چیزی بر صاحب این تفکر میتواند پوشیده بماند. اقدامات شگفتآور امام بسیجیان در مقاطع مختلف انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و نیز صدها نمونه استثنایی از ابتکارات رزمندگان اسلام در صحنههای دفاع مقدس، حقایقی است که نشانگر شکوفایی استعداد ابتکار و خلاقیت در مومنان است. ۱۴) شاخصههای دیگری نظیر عزت نفس، گمنامی و دوری از شهرت طلبی، مدیریت و تدبیر شایسته، غیرت و جوانمردی، تعهد و وفاداری، صبر و پایداری، ترحم و نوعدوستی حتی با دشمنان، عبادت واستغاثه به درگاه خداوند، تکبر در برابر استکبار و ... نیز همگی درفرهنگ و تفکر بسیجی از درخشندگی خاصی برخوردارند که به جهت رعایت اختصار از بیان آنها پرهیز میشود. ویژگیهای تفکر بسیجی “بسیجی” از جمله واژههایی است که به لطف انفاس قدسی امام تنها در لغتنامه و دایرهالمعارف انقلاب اسلامی یافت میشود. “بسیجی” فرد عاشق سراز پا نشناختهای است که لحظه لحظه زندگی خویش را وقف اسلام و قرآن و ولایت و انقلاب اسلامی کرده است. شناخت بسیجی در وضعیت کنونی و آینده از ضروریات بزرگی است که در سرنوشت سامان دادن به کشور، ترویج اسلام ناب و تداوم راه مقدس انقلاب و امام راحل (سلامالله علیه) نقش تعیین کننده دارد. ملاک و مبنا برای معرفت بسیجی، تفکر بسیجی است که ما را میتواند به گوشههایی از حیات معنوی او رهنمون و ماهیت و شخصیت واقعی این انسان معنوی و الهی را برای ما روشن سازد. در این نوشتار که به قلم سرلشکر بسیجی دکتر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح به رشته تحریر درآمده ویژگیهای بسیجی مورد بررسی و کاوش قرار گرفته است که تقدیم حضورتان میکنیم؛ بررسی مفهوم واژههای اساسی تحقیق “بسیجی” از جمله واژههایی است که به لطف انفاس قدسی امام تنها در لغتنامه و دایرهالمعارف انقلاب اسلامی یافت میشود. “بسیجی” فرد عاشق سراز پا نشناختهای است که لحظه لحظه زندگی خویش را وقف اسلام و قرآن و ولایت و انقلاب اسلامی کرده است. او مطیع اوامر “ولی فقیه” زمان است؛ بر دشمن میتازد و امان از او میبرد؛”پارسای” شب است و “شیر” روز؛ هدف غایی بسیاروالای بسیجی او را در جایگاهی بس مقدس قرار داده است. یک چریک یا یک پارتیزان برای جنگ خود علیه دشمن هدف عالی دارد. او میجنگد تا کشور و مردمش را از تجاوز دشمن و از یوغ استعمارگر نجات دهد. این به نوبه خود هدفی عالی است؛ اما در این راه چیز دیگری نیست. آخرش همین است و بس. اما بسیجی میجنگد چون بهواسطه ولی فقیه زمان خودمطیع اوامر الهی است؛ یعنی میجنگد چون دستور خداوند، جهاد است و صلح میکند چون اراده خدا بر آن قرار دارد. این است که به بسیجی روح و نشاط میدهد و او را تا ردیف اولیای الهی ارتقا میبخشد. همین درجه از عبودیت و بندگی است که آن یار سفر کرده را به وجد میآورد تا آنجا که بسیجی را فرزند خود میخواند و با آن درجه از خلوصی که در وجود مبارکش سراغ داریم، برانگیخته شدن در روز محشر را با فرزندان بسیجیاش از خدا میخواهد. بدین ترتیب معلوم میشود که بسیجی مفهومی کلیتر از رزمنده است چرا که مراتب بندگی فقط در جنگ نیست که تبلور مییابد بلکه در تمام شئون زندگی بشری عینیت دارد. بسیجی کسی است که در هیچ یک از دستهبندیهای مادی و متعارف قرار نمیگیرد. نه متعلق به حزب است و نه متعلق به زمان، مکان،طایفه، صنف بخصوصی و نه هر دستهبندی دیگر. زیرا بسیجی یار امام است و بسیجی عبد خداست وانسانی از تبار ابراهیم (علیهالسلام) که اسماعیلوار، مصمم وعاشقانه به مسلخ عشق میرود؛ راه حق میجوید و سالک همیشه کوی دوست است. ۲) تفکر بسیجی و ویژگیهای آن این واژه مقدس که اولین بار از پرتو کلام نورانی امام راحل تجلی یافت به یک معنا همان اندیشه واعتقادی است که شریفترین فرزندان امام آن را آگاهانه برگزیدند و تمام فکر و خلق و خوی و عمل خود را با آن میزان، تنظیم کردند تا آنجا که انسانهای دیگری شدند با رایحهای ولایی و صبغهای الهی و جلوهای قرآنی و به معنای دیگر تفکر بسیجی به تمام و کمال، همان اندیشه و اعتقاد کامل به اسلام ناب محمدی (صلیالله علیه و آله) است یعنی بیاسلام ناب، بسیجی نتوان شد و بیتفکر بسیجی، اسلام، اسلام محمدی نخواهد بود. بنابراین تفکر بسیجی، تعبیری بدیع از مکتب اسلام و آئین الهی تشیع است. این تفکر ویژگیهایی دارد که همان شاخصههای اسلام ناب محمدی(صلیالله علیه و آله) و شاخصههای اسلام علوی و اسلام زهرایی و اسلام عاشورایی حسینی و زینبی است. امام خمینی(سلامالله علیه)احیاگر اسلام ناب محمدی (صلیالله علیه وآله) و پایهگذار و معلم مکتب “تفکر بسیجی”در عصر ما بزرگترین تفسیر را از بسیج و تفکر بسیجی، ارائه میفرماید:”من... از خدا میخواهم که با بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در دنیا افتخارم این است که خود بسیجیام”. با این تعبیر امام راحل هم بسیجی و تفکر بسیجی را تا اعلا درجه ستود زیرا به بسیجی بودن افتخار کرد و هم به رهروان آموخت که تفکر بسیجی چیست و اسوه بسیجی کیست. از برکات نهضت عظیم و مقدس اسلامی به رهبری حضرت امام راحل حضور هرچند کوتاه مدت ولی موثر و همه جانبه تفکر امام راحل در همه صحنههای حیات امت اسلامی بویژه در مهمترین حادثه انقلاب اسلامی یعنی دفاع مقدس بود. این حضور که از پشتوانه گرانبها از عالیترین درجات ایمان و عمل صالح برخوردار بود در کوتاهترین مدت منشاء چنان تحولات شگرفی در میان رهروان شد که حتی گاهی راه باور را بر همرهان دشوار میکرد و رنگ و بوی افسانه به خود میگرفت، اما عاقبت دشمنان هم دریافتند که تفکر بسیجی آنگونه که امام راحل پایهگذاری کرد، کیمیایی است که حتی افسانهها را در وادی واقعیت به مبارزه میطلبد. تفکر بسیجی آن چنان حقانیت اصحاب کربلا را به نمایش گذاشت که دیگر هیچ منکری نتواند شائبه مبالغه در داستان فداکاران کربلا را به دل راه دهد. تفکر بسیجی با اوصاف اعجابآورش چیزی نیست جز برنامه بینظیر توحید وعدالتخواهی وشاخصههای آن چنین است: ۱) پیوند و بیعت با ولایت: از محمد(صلیالله علیه وآله) و علی(علیهالسلام) تا مهدی(عج) و در زمان غیبت با ولایت فقیه. ۲) ایمان و اخلاص: تفکر بسیجی بیش از هر چیز بر ایمان خالص و محض به غیب مبتنی است؛ ایمان به الله با همه اسما و اوصاف جمال و جلالش بدون ذرهای تردید یا شرک. ۳) حریت در عبودیت: در این مکتب، بندگی نه از روی طمع و نه از روی خوف بلکه از روی آزادگی و عشق به معبود است؛ همانگونه که امیرمومنان(ع) در وصف خویش بیان فرمود لذا بسیجی بنده رب است نه بنده زر و زور؛ چه او شرافتمندتر از این است که غیر از این باشد. ۴) اطاعت آگاهانه: از آنجا که بسیج در اصل خود تبلور آیه شریفه “اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولی الامر منکم” (نساء ۵۹) است، بدون تردید اطاعت و فرمانبرداری آگاهانه در تفکر بسیجی جایگاه منحصر به فردی را به خود اختصاص میدهد زیرا در تفکر بسیجی عنایت نهایی برای انسان، کسب رضایت معبود است و چنین غایتی جز با فرمانبرداری مطلق از اوامر الهی که همانا عمل به تکلیف معین شده از سوی امام و ولی فقیه در زمان غیبت است، حاصل نمیشود. اطاعت از فرماندهی از بدیهیترین ویژگیها و آشناترین شاخصههای رزمندگان است که یک روز ندای هل من ناصر حسین زمانه را با ترک مال و منال و جاه و مقام و درس و مدرسه پاسخ دادند و روز دیگر جام زهر پذیرش قطعنامه را به امر فرمانده عزیزشان بر خویش گوارا کردند و سپس بلافاصله برای خرد کردن دندان تهاجم خائنان منافق و صدام پلید “مرصاد” را آفریدند و ثابت کردند آن کس که بسیجی است چون موم در دست فرمانده بحق خود نرم و انعطافپذیر است و انعطافپذیری در برابر فرمان حق، خصلت خاص همه صاحبان تفکر بسیجی است. ۵) عدالتخواهی: از مهمترین ویژگیهای تفکر بسیجی عدالتخواهی همه جانبه است در همه ابعاد اجتماعی، حقوقی، اقتصادی، سیاسی و اخلاقی. بسیجی تفسیر عدالت علی(علیه السلام) است که به قیمت تمام جهان حاضر نیست به قدر گرفتن پوست جویی از دهان مورچهای به کسی ستم کند اگرچه آن کس دشمن او باشد. بسیجیان به حکم “کونوا قوامین لله شهداء بالقسط...”(مائده، ۸) قائمان به قسط هستند و بدکاری هیچ قومی آنها را به ستمکاری نمیکشاند. خودداری رزمندگان ما از مقابله به مثل با جنایات صدام علیه مردم از همین تعهد ناشی میشد. ۶) ظلمستیزی: بسیجی مصداق فریاد عادلترین مظلوم و مظلومترین عادل خلقت یعنی فریاد “کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا” امیرمومنان (علیهالسلام) است. بسیجی فرمانبردار امامی است که فرمود:”ما تا آخر در کنار مظلومان جهان میایستیم و با ظالم میجنگیم” یعنی ما تا فنای فتنه در جهان مجاهده میکنیم (انفال، ۳۹) و در میدان مبارزه با ظلم، لبه تیز شمشیر خود را متوجه ریشه همه مظاهر فرهنگی، حقوقی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ستمگران میکنیم و تا قطع تمامی آن ریشههای متعفن از پا نخواهیم نشست. ۷) شهادتطلبی عاشقانه: اشتیاق غرقه شدن در خون خود همواره بزرگترین آرزوی اولیای الهی بوده است و “فزت و رب الکعبه” زبان حال همه عاشورائیانی است که یک عمر استغاثه برای توفیق شهادت در راه خدا را پیشه خود میساختند و در انتظار آن بیتابانه لحظهشماری میکردهاند. داستان پیشی گرفتن اصحاب امام حسین(علیهالسلام) در میدان کربلا و رزمندگان ما در ایام دفاع مقدس علاوه بر اثبات این حقیقت شگرف، گویای اوج ازخودگذشتگی و کمالی است که از آشکارترین ویژگیهای تفکر بسیجی است. ۸) ایثارگری کریمانه: هرچند ایمان خالص به غیب، این باور را که انسان هرچه را در این دنیای مادی در راه خداوند از دست بدهد در واقع حقیقت آن را در اعلا مرتبهاش به دست آورده است، در تفکر بسیجی ایثارگری معنای گستردهتری دارد و آن از خودگذشتگی است به تمام معنا. همه چیز برای رضای خداوند در طبق اخلاص گذاشته میشود. چنین تفکری انسان را تا آن اندازه متعالی میکند که حاضر میشود در گمنامترین وضعیت دنیوی در اوج بیتوقعی و وارستگی از همه چیز خود بگذرد و چون حسین(علیهالسلام) با زمزمه “رضا برضاک”پای در میدانی میگذارد که در نظر خلایق چیزی جز دام بلا و مصائب نیست. ۹) زهد و قناعت: پس از روشن شدن ارتباط عمیق ایثارگری با تفکر بسیجی دیگر نمیتوان آن را منهای زهد و قناعت تصور کرد زیرا اساس این تفکر بر چیزی است که حتی سایه رفاهطلبی، راحتطلبی، شکمبارگی، اسراف، تبذیر، تجملپرستی و دنیادوستی در قاموس آن راه ندارد. تفکر بسیجی این است که کوله بار زهدی علیوار، توشهای از سادهترین طعامها و سرپناهی از بیتجملترین بناها و پوشاکی از مردمیترین پوششها را به همراه دارد. بسیجی هنوز تصویر خانه گلی علی (علیه السلام) و اتاق کوچک امام خمینی(ره) و حسینیه بیتجمل جماران را بر لوح دل خویش دارد و میداند که تفکر بسیجی یعنی عزم راسخ مبارزه و این عزم همانطور که امام بسیجیان فرمودند با رفاه طلبی و راحتطلبی هرگز سرسازش ندارد. ۱۰) تواضع و صمیمیت: اصولا آنچه بوی تکبر و خودبینی میدهد هزاران سال از فرهنگ متعالی بسیج و تفکر بسیجی فاصله دارد زیرا بسیجی پیش از هر چیز همه سدهای منیت و خودبینی را در هم شکسته است او در میان اسمای الهی محو و در میان بندگان خدا ناشناس است. او علو و مرتبت را از آن خدا میبیند و اسوهای دارد که هرگاه تازه واردی بر جمع او و یارانش وارد میشد، نمیتوانست بدون راهنمایی یاران دیگر او را از دیگران بازشناسد (سنن النبی علامه طباطبایی) او سردار رشیدی چون مالکاشتر داشته است که از شدت تواضع،جاهلان بر او جسارت میکردند و او با کرامت آنان را دعا میکرد. او امامی دارد که وقتی استقبالکنندگان لجام اسب او را کشیدند و در رکاب او دویدند به خشم آمد و بر آنان خروشید که این رسم نه شایسته امیرمومنان است که خودمشی اهل ایمان را مشی تواضع میداند. او امامی دارد که دعوت فقرا را به صرف غذایی از آب استخوان پخته میپزد و پیامبری دارد که چون بردگان، متواضعانه مشی میکند و همچون آنان طعام صرف میکند و همچون آنان جلوس میکند در حالی که عزیزترین و شریفترین است نزد خدای (نهجالبلاغه، خطبه ۱۵۹، فراز ۲۲.) خود او آنگاه که در کنار زیردستان خود بر پشت وانت سوار میشود و دیگران را بر جای بهتر مینشاند میخواهد بگوید که من پرچمدار تفکر بسیجیام؛ تفکر آن پیامبری که در زمان رواج رفتارهای اشرافگرانه و استکباری سفیانیان در اوج عزت و اقتدار بر استر یا چارپایی بدون زین و پالان سفر میکرد(سنن النبی علامهطباطبایی.) بر بوریایی میآرمید و پیاده مسافتهای طولانی کوچههای مدینه را طی میکرد و همه اینها در حالی بود که حتی جبرئیل شایسته همراهی او تا “قاب قوسین اوادنی” (النجم، ۹) نبود. ندای “ولاتمش فی الارض مرحا انک لن تخرق الارض و لن تبلغ الجبال طولا” (اسرا، ۳۷) آویزه گوش اوست تا مجمع یاران و اهل ایمان را مقرون صفا و صمیمیت کند و بوستان دین را بارورتر سازد. [ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 07:38 ب.ظ ] [ سکینه صادقیان ]
اندیشه اسلامی
مدیریت و تصمیمگیری در عرصههای گوناگون فردی و اجتماعی، از اهیمت ویژه و غیر قابل انکاری برخوردار است. هر سیستمی بدون برنامهریزیهای دقیقِ کلان و اتخاذ شیوههای مدیریتی قوی، دچار ضعف در عملکرد، تزلزل و حتی فروپاشی میشود. مدیریت دارای چهار سطح است: در سطوحی که آورده شد، سطح استراتژیک عالیترین سطح مدیریت بوده و از جایگاه ویژه و خاصی برخوردار است. به صورت کلی این سطح، شامل برنامهریزی و به صحنه آوردن همه امکانات مادی و معنوی، برای دستیابی به هدفی عظیم از قبل برنامهریزی شده، در بازه زمانی بلند مدت میباشد. در نگاه کلان و استراتژیک، مدیران خوش فکر و آگاه، با درک شرایط محیطی، منطقهای و جهانی، با برنامهریزی، سیاستسنجی و سیاستگذاری خود، آیندهی مجموعهی مدیریتی خود را در برابر حوادث کوچک و بزرگ درون و برون سیستمی بیمه کرده، تهدیدات را خنثی و ابتکار عمل را در زمانهای بروز بحران به دست میگیرند و حتی پس از پایان دوران مسئولیت خود، باعث بقای سیستم به صورت قوی و پویا میشوند. با بررسی زمینهها، روند شکلگیری و پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نقش امام خمینی(ره) به عنوان یک مدیر قدرتمند و تأثیرگذار نمایان میشود. مدیری که با دیدی وسیع، نسبت به آنچه در حال وقوع است و آیندهنگری و آسیبشناسی روند موجود، فرمان تشکیل سازمانی را صادر میکند که نقش ویژه و استراتژیک آن در طول حیات انقلاب اسلامی، بر کسی پوشیده نیست. نیروی مقاومت بسیج؛ بسیج به دلیل ساختار تشکیلاتی مردمی و انعطافپذیری عملیاتی خود، در عرصههای گوناگون، در خدمت انقلاب اسلامی ایران بوده است. پس از پایان دفاع مقدس، نیروی مقاومت بسیج، بخشی از توان عملیاتی خود را از ساختار نظامی صرف، به ساختار فرهنگی - اجرایی تغییر داد و در عرصههای گوناگون وارد شد. امروز پس از گذشت 30 سال از شکلگیری انقلاب اسلامی، بسیج چون گذشته، بازوی قدرتمند و توانای انقلاب اسلامی بوده و نقش و جایگاه ویژهای در معادلات داخلی و حتی منطقهای بازی میکند. نمونهی عینی و اوج تفکر استراتژیک و راهبردی یک مدیر متفکر و آیندهنگر (امام خمینی(ره) ) را، در تشکیل بسیج میتوان جستجو کرد. آیندهنگریای که حتی پس رحلت امام خمینی(ره) همچنان پویا و توانمند، به فعالیت و بسط و گسترش تفکر ناب اسلامی - انقلابی و آراء و اندیشههای بنیانگذار ج.ا.ایران ادامه میدهد.
[ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 07:20 ب.ظ ] [ سکینه صادقیان ]
عقایدفرقه ها درموردمهدویت ومنجی آخرالزمان: شیخ الطایفه درکتاب غیبت می فرماید:سخن مادراثبات غیبت امام زمان (ع) به دوطریق است. نخست این که می گوییم چون ثابت شده که باید امام درهرحال وجودداشته باشد،ومردم هم که معصوم نیستندنمی تواننددرهیچ زمانی ازوجودرئیسی که اموردنیاوآخرت آنهارااصلاح کند) بی نیازباشد،واین رئیس نیزحتمابایدمعصوم باشد. زیرامی دانیم کسانی که مردم آنهاراامام می دانند(مانندخلفاکه اهل سنت آنهارارااولوالامروامام وجانشین پیغمبرمی دانند)یقین به عصمت آنهانداریم ،بلکه ظاهرافعال واحوال آنهامنافی عسگری (ع) وغیبت وولادت آن حضرت صحیح است. وباثبوت این موضوع دیگربرای اثبات ولادت وعلت غیبتش محتاج بحث وگفتگوی بیشتری نیستیم مضافابه این که می دانیم نقطه حقی درمیان امت اسلام هست،وجایزنیست که ازمیان آنهاخارج باشد.طریق دوم این که: می گوییم گفنگودرباره غیبت فرزندامام حسن عسگری(ع) متفرع برثبوت امامت آن حضرت است.ولی به نظرمادلیل که لزوم وجودامام رادرهرحال وزمانی ثابت می نمود،که عقایداین فرقه هاباطل است. حال به عقایدعده ای ازفرقه درموردامام زمان می پردازیم: کیسانیه: ناووسیه: ردعقایداین فرقه ها: فرقه کیسانیه معتقد به امامت محمدبن الحنفیه هستندناووسیه نیزعقیده دارندکه امام جعفرصادق (ع) رحلت نکرده است وامام آخرالزمان اوست.فرقه واقفیه:هم بعدازامام موسی کاظم (ع)کسی راامام نمی دانند.ومی گویندآن حضرت نمرده است. چنان که خواهیم گفت :به چنددلیل اعتقادهمه آنهاباطل است. پس دوطریقی راکه دراثبات غیبت امام زمان (عج) برگزیدیم مبتنی براین است که اعتقاداین فرقه هاراردکنیم ،وهم محتاج به سه اصلی است که بیان داشتیم .یعنی :لزوم وجودرئیس ویقین داشتن به عصمت امام،واین که حق ازمیان امت اسلام بیرون نیست. پس میگوییم:دلیل براثبات وجود ریاست عالی دینی:اصل اول- یکی ازواجبات عقلی این است که ریاست دینی ازجانب خداوند بربندگان لطفی است الهی همان طورکه معرفت برهرمکلفی واجب است،ریاست دینی نیز واجب می باشد.آنچه دلالت داردبرفسادعقیده فرقه کیسانیه که قائل به امامت محمدبن الحنفیه هستندومعتقدندکه امام زمان است به چند دلیل :یکی این که اگرمحمدحنفیه امام معصوم بودواجب بودنص صریحی درتاییدواثبات آن رسیده باشد.زیراعصمت جزبه نص صریح ازپیغمبردانسته نمی شودخودکیسانیه هم دراین خصوص مدعای نص صریح نیستندبلکه به چیزهای ضعیفی که باعث اشتباه وانحراف آنهاگشته ،متوسل شده اند،ونصی برآن دلالت ندارد.دوم :منقرض شدن این فرقه است.زیرادرزمان ماوطولانی پیش ازاین کسی نمانده که معتقدبه امامت محمدبن حنفیه شود. سایرفرقه هاکه امامت حضرت بقیه الله راقبول ندارندمانند:فرقه محمدیه که قائل به امامت سیدمحمدپسرامام علی النقی(ع) هستندوفرقه فطحیه که اعتقادبه امامت عبدالله پسرامام جعفرصادق (ع)دارند. ودرزمان ماعتقادبه امامت خودحضرت امام صادق (ع)دارندوفرقه ای که می گویندامام زمان درشکم مادراست وهنوزمتولدنشده است وفرقه ای می گویدامام حسن عسگری مرده است وبعدازنده می شودوفرقه ای می گویندولادت فرزنداوبرای مامسلم نشده ومافعلادرایام فترت هستیم . عقیده آمهاازچندجهت فاسداست . الف: پیروان این عقایدهمه منقرض شده اندواگربرحق بودندمنقرض نمی شدند. ب:سیدمحمدپسرامام علی النقی (ع)درزمان حیات پدربزرگوارش وفات یافت وهمه ازمرگ اواطلاع یافتند. همچنین عقیده فطحیه که قائل به امامت عبدالله افطح پسرامام جعفرصادق هستندوکسانی که جعفرکذاب رابه امامت قبول دارندنیزباطل است.به علاوه میان طائفه امامیه مشهوراست وتردیدبردارنیست ،این است که بعدازامام حسن وامام حسین علیهماالسلام منصب امامت دردوبرادرقرارنمی گیرد. بنابراین اعتقادبه امامت جعفرکذاب بعدازبرادرش امام حسن عسگری (ع)باطل است. پس ققط عقیده شیعیه امامیه باقی می ماندکه معتقدندبه امامت امام زمان فرزندامام حسن عسگری(ع)هستندچه اگراین عقیده باطل باشدلازم می آیدکه حق ازاسلام بیرون می رودوالبته این باطل است.فرقه ناووسیه معتقدندحضرت جعفرصادق (ع) هنوززنده ومهدی موعوداست. دلیل بطلان عقیده آنهاروشن است زیرامایقین به وفات امام جعفرصادق،همان طورکه یقین به مرگ پدروجدش وشهادت علی (ع) ورحلت پیامبر(ص)داریم. اگربااین وصف دروفات امام جعفرصادق (ع) شک داشته باشیم ،بایددروفات وشهادت آباءواجدادبزرگوارش هم شک کنیم ،وآن وقت است که بایدمانندغلات ومفوضه منکرشهادت علی (ع)وامام حسین (ع) شویم ،درصورتی که این سفسطه است. واقفیه فرقه ای است که برامامت موسی کاظم (ع) باقی ماندندومی گویندمهدی موعوداوست وامام هشتم راقبول ندارند.وفرقه های کیسانیه ،ناوویه وغلات ومفوضه مرگ نیز پدران امام هفتم رامنکرهستند. نتیجه بحث :چون با بیان امامت امام زمان (عج) ثابت گردیدودانستیم وکه حضرتش ازنظرهاغائب است،خواهیم دانست که آن حضرت بامقام عصمت وفرض امامت غیبت نموده زیرااگرجزاین باشد،بایدمعتقدباشیم که حق درامت اسلام نیست. همچنین درباره وجوداقدس امام زمان نیزمعتقدیم که غیبت آن حضرت دارای حکمتی است هرچندتفضیل آن رانمی دانیم. فرقه ى مغیریه : مغیریه، اصحاب مغیرة بن سعید که بعد از وفات حضرت امام محمّد باقر ـ علیه السلام ـ مذهبى اختراع نمود و محمّد بن عبداللّه بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب ـ علیهم السلام ـ را مهدى مى دانند و مى گویند که او زنده است و نمرده و در کوهى که او را علمیه مى گویند زندگى مى کند. و آن کوهى است در راه مکّه در حدّ حاجز سمت چپ. کسى که به مکه مى رود و آن کوه بزرگى است و در آنجاست تا خروج کند و محمّد در مدینه خروج کرد و همان جا کشته شد. سبائیه : [ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 02:47 ب.ظ ] [ سکینه صادقیان ]
اسماعیلیه: [ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 02:46 ب.ظ ] [ سکینه صادقیان ]
پیروان مشعشع: در سال 665 ق. قیام بزرگ مردم فارس، تحت رهبرى شیخ شرفالدین - که خود را مهدى خوانده بود - به وقوع پیوست که بشدّت سرکوب شد. در سال 845 ق. 3نیز قیام مشابهى در خوزستان ایجاد شد که در رأس آن سید محمد مشعشع که از شیعیان افراطى (غالى) بود، قرار داشت. وى خود را مقدمهظهور امام غایب مىخواند و پیشگویى مىکرد که وى بزودى ظهور خواهد کرد و عدل و داد بر روى زمین برقرار خواهد شد. به گفته یکى از مورخان، حدود 10000 نفر در زیر لواى او گرد آمدند و در محلى بین حویزه و شوشتر، علم عصیان برافراشتند و امیران و فئودالهاى محلى را از میان بردند. قیام آنان موجب نگرانى امراى فارس گردید. از اینرو لشکر فارس به قصد سرکوب وى آمد اما چون پیروان مشعشع، فدایى او بودند و مرگ را بر زندگى ترجیح مىدادند، مردانه پایدارى کردند و لشکر فارس شکست خورد. صاحبالظهور: در فاصله قرن هاى سوم و چهارم هجرى، رهبران قیامهاى قرمطى یعنى حمدان قرمط و عبدان گویا، از طرف رئیس پنهانى فرقه کهصاحبالظهورنامیده مىشده و محل اقامتش مجهول بوده، عمل مىکردند. پس از تأسیس دولت قرمطیان در بحرین (286 ق.) که مرکز آن شهر لحسا بوده، ابوسعید حسن الخبابى که گویا از طرف صاحبالظهور یا رئیس مخفى فرقه به آنجا گسیل شده بود، در رأس آن قرار گرفت. وى عملاً در حکومت خویش کمال استقلال را داشت. سنوسى: محمدمهدى سنوسى که در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادى / سیزدهم هجرى در مغرب ادعاى مهدویت کرد. اصل او از جبل سوس بود. پدرش شیخ محمد در ناحیه جغبوب (جربوب)، نزدیک واخهسیوا اقامت داشت و علاوه بر آنجا - که مقر اصلى او بود - نزدیک به 300 زاویه در بلاد مغرب دایر کرده بود که به نشر تعالیم او مىپرداختند. وى پیش از وفات خود اشاره کرده بود که مهدى منتظر بزودى ظهور خواهد کرد. و شاید پسرش باشد و ظهور او در آخر قرن سیزدهم خواهد بود. مهدى، مردى خردمند، مقتدر و سختکوش بود و از کرامات مشهور او خیمهاى جادویى بود که در جنگها همراه مىبرد و پیروانش معتقد بودند که آن خیمه، هیچگاه از ذخایر و آذوقه تهى نمىشود. مهدى سودانى [ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 02:45 ب.ظ ] [ سکینه صادقیان ]
تفرقه افکنی استعماردرلباس مذهب(بابیت وبهائیت): برای این که قدرت اسلامی درشرق متلاشی شودتنهاچاره ی کار،ایجاداختلاف وکشمکش های داخلی بود،استعمارمی خواست همه نیروی ما،درراه مبارزات داخلی وزدوخوردهای خصوصی متلاشی گردد. می خواست اتحادملی مارادرهم بپاشدوتنهاچاره این کاراین بودکه ازهمان چیزی که درشرق نفوذزیادی داشت استفاده کندیعنی ازراه مذهب سازی واردشود.آری تنهاعامل نیرومندی که شرق رایکپارچه می نمود.حال به بررسی مهمترین این فرقه که توسط استعمارگران دربین مسلمانان رواج دادند می پردازیم: شیخیه: در سال 1221 ق . به قصد زیارت عتبات به کربلا و نجف سفر کرد و سپس به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام عازم خراسان گشت . در بین راه در یزد توقعى کرد. اهل یزد از او استقبال گرمى به عمل آوردند و از وى خواستند که نزد آنان بماند و او اجابت کرد و پس از بازگشت از مشهد، یزد را مسکن خویش قرار داد و شهرت بسیارى کسب کرد. چندى بعد فتحعلى شاه وى را به تهران دعوت نمود و در حق او نهایت احترام را به جا آورد و از شیخ درخواست کرد تا در تهران مقیم شود. اما او این درخواست را رد کرد و به یزد مراجعت کرد. در سال 1229 ق. در راه زیارت عتبات به کرمانشاه وارد شد و با استقبال مردم و شاهزاده محمد على میرزاى دولتشاه حاکم کرامنشاهان روبرو گشت و به اصرار حاکم در کرامنشاه اقامت کرد. در مدت اقامتش در آنجا سفرهایى به قصد حج و زیارت عتبات انجام داد. پس از مرگ دولتشاه ، در سال 1237 ق . عازم مشهد شد و در میانه راه چندى در قزوین توقف کرد. در همین زمان بود که با مخالفت برخى عالمان روبرو شد که پاره اى از دیدگاههایشان راغلوآمیز و انحرافى تلقى مى کردند. نخستین مخالفت آشکار با احسایى از جانب ملامحمد تقى برغانى ، معروف به شهید ثالث ، از عالمان با نفوذ قزوین صورت گرفت . نقل شده است که برغانى در آغاز مانند دیگر بزرگان قزوین ، حرمت شیخ را نگاه مى داشت ، امام در مجلسى که احسایى به بازدید او رفته بود، از روى آگاهى ، عقیده خاص وى را در باب معاد جسمانى جویا شد و پس از شنیدن پاسخ به وى اعتراض کرد و آن مجلس با جدال اطرافیان به پایان آمد. این رویارویى به میان مردم نیز کشید و جمعى از علما از احسایى کناره جستند. رکن الدوله ، علینقى میرزا حاکم قزوین ، محفلى براى آشتى علما با حضور آن دو ترتیب داد اما این بار گفتگو به تکفیر احسایى از جانب برغانى انجامید و انتشار این تکفیر توقف بیشتر احسایى را در شهر دشوار ساخت . احسایى از قزوین به مشهد و سپس یزد و از آنجا به اصفهان و کرمانشاه رفت و در تمام شهرها با سردى از او استقبال شد، گرچه هنوز هم کمابیش از پایگاه مردمى برخوردار بود. اما تلاش برغانى در تاءکید بر تکفیر او و نامه هایى که در این باره مى نوشت ، از عواملى بود که عرصه را بر احسائى در واپسین سفرش به کربلا تنگ کرد و او را از نیت ماندگار شدن در آنجا منصرف ساخت . آنچه از فتواى برخى علما بر ضد احسائى نوشته اند، مربوط به همین اوان و پس از آن است . در مقابل ، گروهى دشمنى با او را روا نمى شمردند، از آن جمله فقیه نامدار حاج محمد ابراهیم کلباسى بود که آسان فهم نبودن پاره اى از آرا و تعبیرات احسایى را باعث سوء تفاهمات و تکفیرها مى دانست و آراى احسایى را در چارچوب عقاید امامیه تلقى کرده او را از علماى امامیه معرفى مى کرد. به هر حال احسایى از کربلا به مکه رفت و سپس از راه مکه عازم موطن خود گردید اما در نزدیکى مدینه در سال 1241 ق . در گذشت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد. [ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 02:43 ب.ظ ] [ سکینه صادقیان ]
عقاید و آراءاو: مبناى اصلى شیخ احمد که بیانگر روش اصلى اوست این است که همه علوم و معارف در نزد پیامبر صلى الله علیه و آله و اهل بیت او علیه السلام مى باشد و تنها راه کشف معارف ، توسل به معصومان و مراجعه به آثار آنان است و آدمى به استقلال قادر به درک هیچ یک از علوم اعتقادى و عملى نیست . او این مطلب را در شرح فقرات متعددى از زیارت جامعه بیان کرده است . وى در شرح فقره اى از این دعا مى نویسد: اگر معتقدیم عقل مى تواند به معارف دینى دست یابد بدان جهت است که هدایت و نور عقل از هدایت و نور معصومان است لذا مخالفان امامان با وجود به کارگیرى عقلشان تنها به عقاید باطل مى رسند. او در این باره عقیده محیى الدین ابن عربى درباره وحدت وجود را ذکر مى کند و از او با تعبیر ممیت الدین یاد مى کند و از ملاصدرا به جهت پیروى از ابن عربى در برخى عقاید، انتقاد مى کند. احسایى نتیجه مى گیرد که عقل به صورت مستقل قادر به درک حقایق نیست بلکه تنها با استمداد از انوار اهل بیت و مدد رساندن آنان به حقایق و علوم ، حتى در مسائلى چون صنایع و زراعت دست مى یابد.توجه به تهذیب نفس و کشف و شهود از سوى احسایى در همین راستا قابل تفسیر است . او در زهد، ریاضت و سیر و سلوک عرفانى شهره عام و خاص بود. حال به برخى آراى احسایى اشاره مى کنیم. معاد.معروفترین راءى احسایى درباره کیفیت معاد جسمانى است ، و همین نظریه دلیل اصلى تکفیر او از سوى برخى علما از جمله برغانى بود. احسایى اصل معاد جسمانى را که در آیات و احادیث متعدد بر آن تاءکید شده مى پذیرد اما تفسیر خاصى از جسم ارائه مى دهد. معنى متداول و عرفى معاد جسمانى این است که آدمى در حیات اخروى همچون حیات دنیوى دارى کالبد ظاهرى مرکب از عناصر طبیعى است . احسائى معاد جسمانى به این معنى را نمى پذیرد. او مى گوید: جسم در احادیث اعم از جسد است . اجساد در مقابل ارواح به کار مى رود ولى اطلاق اجسام عامتر از این است . به اعتقاد او آدمى داراى دو جسد و دو جسم است . جسد ول مرکب از عناصر زمانى است . این جسد مانند لباس است که گاهى همراه انسان است و گاهى همراه او نیست و این جسد لذت و درد و طاعت و معصیت ندارد، همان طور که فرد معصیت کار وقتى به مرض سختى دچار مى شود و اکثر جسد او از بین مى رود، باز ما او را همان معصیت کار مى دانیم . بنابراین جسد اول ، جسد اصلى انسان نیست . این جسد پس از مرگ از بین مى رود و در حیات اخروى همراه انسان نمى باشد. جسد دوم عبارت است از طینت انسان که از عالم هور قلیاست . عالم هور قلیا همان عالم برزخى است که حد وسط میان عالم ملک (عالم مادى ) و عالم ملکوت (عالم مجرد) مى باشد و بدان ، عالم مثال نیز مى گویند. جسد دوم ، جسد اصلى انسان است و در قبر باقى مى ماند و پس از نفخ اسرافیل در صور (نفخه دوم یا نفخه بعث )، روح وارد همین جسد جدا مى شود و براى محاکمه و جزا فرا خوانده مى شود. بدین ترتیب در هنگام مرگ روح از هر دو دو جسد جدا مى شود، اما در معاد با جسد دوم همراه مى گردد. اما جسم اول ، جسمى است که روح پس از مرگ و مفارقت از دو جسد، همراه آن است و انسان با آن جسم پس از مرگ وارد بهشت یا جهنم دنیوى مى شود و مشغول لذت بردن یا عذاب کشیدن مى گردد. پس از نفخه نخست (نفخه صعق ) روح و جسم اول نابود مى شود و از پس از نفخه دوم (نفخه بعث ) روح به وجود مى آید و وارد جسم دوم و نیزجسد دوم مى شود. احسایى تاءکید مى کند که بدن اخروى انسان که عبارت از مجموع جسم دوم و جسد دوم مى باشد، همان بدن دنیوى انسان است ، با این تفاوت که بدن دنیوى کثیف و متراکم است ، اما بدن اخروى از تصفیه هاى متعدد عبور کرده و لطیف وخالص شده است.از همین جا نتیجه مى گیرد که به معاد جسمانى معتقد است.امامت .پس از مساله معاد، امامت و جایگاه امام در آفرینش مهمترین و مشهورترین عقیده احسایى به شمار مى رود و عقیده وى در این باره موجب گشته تا برخى او و فرقه شیخیه را در زمره غالیان به شمار آورند. احسایى معصومان علیه السلام را واسطه فیض خدا مى داند به این معنى که پس از آنکه خداوند معصومان علیه السلام را خلق کرد، آنان به اذن و مشیت الهى موجودات دیگر را آفریدند. او نقش معصومان علیه السلام در آفرینش جهان را بر اساس علل اربعه ارسطویى توضیح مى دهد. به اعتقاد او معصومان علیه السلام محل مشیت و اراده خداوند هستند و اراده آنان ، اراده خداست . از این رو معصومان علیه السلام محل مشیت و اراده خداوند هستند و اراده آنان ، اراده خداست . از این رو معصومان علیه السلام علتهاى فاعلى موجودات جهان مى باشند. از سوى دیگر، مواد موجودات از شعاع انوار و وجودات معصومان هستند،لذا آنها علل مادى آفرینش نیز به شمار مى روند. علل صورى بودن معصومان علیه السلام به این دلیل است که صورتهاى اشیاء از صورتهاى مقامات و حرکات و اعمال آنهاست.البته صورت مؤ منان همانند صورت معصومان علیه السلام و صورت کافران مخالف صورت آنان است . همچنین معصومان علت غایى عالم اند زیرا اگر آنها نبودند چیزى خلق نمى شد و خلقت موجودات به خاطر خلقت معصومان است [ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 02:42 ب.ظ ] [ سکینه صادقیان ]
بابیه [ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 02:39 ب.ظ ] [ سکینه صادقیان ]
وقایع ۲۲ بهمن در این روز به ترتیب زندان اوین، ساواک، سلطنت آباد، مجلسین سنا و شورای ملی، شهربانی، ژاندارمری و ساختمان زندان کمیته مشترک به تصرف مردم در آمد.[۹] در تسخیر شهربانی سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران به دست انقلابیون مسلح افتاد. پادگان باغشاه و دانشکده افسری، دبیرستان نظام، زندان جمشیدیه، پادگان عشرت آباد و پادگان عباس آباد یکی پس از دیگری تسلیم شدند و آخرین مرکزی که به تصرف درآمد رادیو و تلویزیون بود.[۱۰] تصمیم شورای عالی ارتش ساعت ۱۰ بامداد روز ۲۲ بهمن شورای فرماندهان نیروهای مسلح در ستاد مشترک تشکیل گردید. نظامیان حاضر در جلسه عبارت بودند از: عباس قره باغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، عبدالعلی نجیمی، احمدعلی محققی، عبدالعلی بدرهای، امیرحسین ربیعی، کمال حبیباللهی، عبدالمجید معصومی، جعفر صانعی، اسدالله محسن زاده، حسین جهانبانی، محمد کاظمی، خلیل بخشی آذر، علی محمد خواجه نوری، پرویز امینی افشار، امیر فرهنگ خلعتبری، محمد فرزام، جلال پژمان، منوچهر خسروداد، ناصر فیروزمند، موسی رحیمی لاریجانی، محمد رحیمی آبکناری و رضا وکیلی طباطبایی.[۱۱] ریاست شورای عالی ارتش بر عهده عباس قره باغی بود. پس از گزارش فرماندهان نیروها از وضعیت موجود بحث پیرامون همبستگی ارتش با مردم آغاز شد؛ اکثرا موافقت خود را اعلام نمودند و سرانجام اعلامیهای مبنی بر بی طرفی ارتش تهیه و بامضا رسید.[۱۲] پس از تصمیم شورای عالی، ساعت یک بعد از ظهر خبر تصمیم شورای عالی ارتش در اختیار رادیو و تلویزیون گذاشته شد. رادیو ایران برنامه عادی خود را قطع و اعلامیه را قرائت کرد. لحظهای بعد نیروهای انقلاب محوطه صدا و سیما را تصرف نمودند و خبر سقوط رژیم سلطنتی پهلوی از صدا و سیما اعلام شد.[۱۳] مراسم دهه فجر هر ساله در طول دهه فجر مراسم و یادبودهای زیادی توسط طرفداران نظام جمهوری اسلامی ایران انجام میگیرد. همچنین در سازمانها، ادارات دولتی اقدام به برگزاری سمینارها و همایشها می شود. صدا و سیمای ایران نیز غالباً به پخش نماهنگها و تصاویر مربوط به روزهای مبارزات و تظاهرات میپردازد. همچنین جشنواره فجر که بزرگترین جشنواره دولتی فیلم، تئاتر و موسیقی ایران است معمولاً در طول دهه فجر برگزار میشود. در روز ۱۲ بهمن زنگ مدارس به مناسبت سالگرد ورود هواپیمای آیتالله خمینی به ایران، در ساعت ۹ و ۳۳ دقیقه نواخته میشود. در روز ۲۲ بهمن، آخرین روز از دهه فجر نیز که به عنوان تعطیل رسمی در تقویم رسمی ایران ثبت شده است، راهپیمایی حامیان حکومت ایران در شهرهای مختلف ایران برگزار میشود. [ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 01:58 ب.ظ ] [ سکینه صادقیان ]
دهه فجر آیتالله خمینی در فرودگاه مهرآباد از هواپیما پیاده میشود دههٔ فجر به روزهای ۱۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ گفته میشود که طی آن سید روحالله خمینی بعد از تبعید پانزده ساله در دوازدهم بهمن سال ۱۳۵۷ به ایران وارد و در نهایت با اعلام بیطرفی ارتش شاهنشاهی، سلطنت پهلوی در بیست و دوم بهمن ماه منقرض شد. ۱۲ بهمن روز ورود روحالله خمینی به ایران در این روز بزرگترین استقبال تاریخ در تهران برگزار شد؛ بطوری که طول جمعیت استقبال کننده از آیتالله خمینی به ۳۳ کیلومتر رسیده بود. در ساعت ۹:۵۰ دقیقه بامداد روز دوازدهم بهمن هواپیمای حامل خمینی در میان تدابیر شدید امنیتی در فرودگاه مهرآباد برزمین نشست. خمینی پس از ورود به فرودگاه و ایراد سخنرانی طبق برنامهای که از قبل تنظیم شده بود عازم قبرستان بهشت زهرا شد. خمینی در میان استقبال گسترده مردم تهران در ساعت یک بعد از ظهر وارد قطعه ۱۷ که مدفن شهدای انقلاب بود شد و سخنرانی خود را ایراد نمود.[۱] وقایع 13 بهمن - امام خمینی در جمع روحانیون بیانات مبسوطی را ایراد كردند. ایشان در قسمتی از این بیانات فرمودند: رژیم سلطنتی از اول خلاف عقل بود ... هر ملتی باید خودش سرنوشت خودش را تعیین كند. 2- رادیو مسكو: دانشجویان ایرانی مقیم آمریكا علیه مداخله آمریكائیها در امور داخلی ایران، در برابر كاخ سفید تظاهرات كردند. وقایع ۱۴ بهمن ساعت ۹ بامداد روز شنبه ۱۴ بهمن در محل مدرسه شماره ۲ علوی یک مصاحبه مطبوعاتی با حضور قریب به سیصد خبرنگار ایرانی و خارجی برگزار شد که در آن ابتدا خلاصهای از نظریات آیتالله خمینی خوانده شد؛ سپس سوالات خبرنگاران آغاز گردید که خلاصهای از پاسخ خمینی به این شرح بود:
وقایع 15 بهمن 1- حضرت امام خمینی طی یك سخنرانی جوانان را به ادامه تظاهرات و اعتصابات فرا خواندند.
3- ژنرال هایزر، فرستاده ویژه آمریكا به ایران، با اتمام مأموریت حساس خود و مذاكرات مكرر با مقامات ایرانی، عازم آمریكا شد. سخنگوی وزرات خارجه آمریكا گفت: هایزر سعی كرد تا نظامیان ایران از بختیار حمایت كنند. وی به این علت ایران را ترك كرد كه اقامت وی به احساسات ضد آمریكایی در ایران دامن میزد.
5- آیتالله سیدمحمدباقر صدر با ارسال نامهای از عراق برای حضرت امام، از مبارزات ملت ایران حمایت كرد. 6- به مناسبت ورود حضرت امام به ایران، از سوی آیتالله مرعشی نجفی تلگرامی برای ایشان ارسال شد. تذكر: برژنف از سیزدهم تا هفدهم ژانویه 1979، مطابق با بیست و سوم دی ماه 1357، در بلغارستان بسر میبرده است. 7- شهردار تهران در حضور حضرت امام استعفا كرد. امام سپس وی را مجددا به عنوان شهردار منصوب كردند. جواد شهرستانی از سوی دولت بختیار ممنوعالخروج شد. 8- گروهی از نمایندگان مستعفی مجلس شورا با حضرت امام دیدار كردند. وقایع 16 بهمن تعیین دولت موقت امام خمینی در روز ۱۶ بهمن طی فرمانی مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر موقت تعیین و معرفی کرد. عصر همان روز در سالن سخنرانی مدرسه علوی یک مصاحبه مطبوعاتی بینالمللی ترتیب داده شد، در این جلسه بازرگان برنامه و وظایف دولت موقت را تشریح کرد و افزود برگزاری همه پرسی درباره تغییر رژیم، برگزاری انتخابات مجلس موسسان و انجام انتخابات مجلس از وظایف این دولت است.[۳] ۱۷ بهمن 1. امام خمینی در سخنان خود گفتند: کار عاقلانه و مفید به حال کشور این است که بختیار و ارتش در مقابل انقلاب اسلامی، عکسالعملی مثبت داشته باشند. 2. در پاسخ به پیامهای تشکر از سوی مردم و یا شخصیتها و گروههای مختلف به مناسبت ورود حضرت امام به کشور، از سوی ایشان پیام تشکری خطاب به عموم انتشار یافت. 3. بازرگان موقتا از رهبری نهضت آزادی کنارهگیری نمود و به مدرسه علوی نقل مکان کرد. تذکر: در حکم نخست وزیری حضرت امام از وی خواسته شده بود تا بدون واسبتگی حزبی و گروهی به پست نخست وزیری اشتغال یابد. 1. دکتر سعید، رییس مجلس شورا، در جلسه امروز مجلس اظهار داشت: بازگشت حضرت آیتالله العظمی خمینی، مرجع عالیقدر تشیع را به خاک وطن از طرف خود و عموم نمایندگان خوش آمد میگویم. 2. دلوایح محاکمه وزرای سابق و انحلال ساواک، در جلسه مجلس شورا به تصویب رسید. 3. در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشکده افسری، افسران جوان از سوگند وفاداری به شاه معاف شدند. 4. حجتالاسلام فلسفی پس از هشت سال ممنوعیت از سخنرانی، در حضور امام و مردم دیدار کننده از ایشان، سخنرانی کرد. وقایع ۱۸ بهمن حضرت امام در دیدار با روحانیون شهر اهواز گفتند: ادامه نهضت یک تکلیف است. 1. فرماندار نظامی تهران به این دلیل که مردم به مقررات حکومت نظامی اهمیت نمیدهند، ساعات منع عبور و مرور را کاهش داد. 2. سیزده نفر دیگر از نمایندگان مجلس استعفا دادند. 3. مجمع عمومی سازمان ملل متحد از اوضاع ایران اظهار نگرانی کرد. راهپیمایی ۱۹ بهمن روز نوزدهم بهمن ماه بزرگترین راه پیمایی انقلاب صورت گرفت.[۴] در قطعنامه پایانی راه پیمایی نخست وزیری مهدی بازرگان توسط تظاهرکنندگان تایید شد.[۵] وقایع ۲۰ بهمن در روز ۲۰ بهمن ماه که مصادف با روز جمعه بود، مردم در دانشگاه تهران اجتماع کرده بودند تا سخنرانی رییس دولت موقت را استماع نمایند. در همین هنگام در غرب تهران درگیری شدیدی صورت گرفت؛ عده زیادی از افراد گارد شاهنشاهی به پادگان همافران نیروی هوایی حمله بردند و به محض آغاز درگیری آنان عده زیادی از جوانان وابسته به جناحهای مختلف به نفع همافران وارد صحنه درگیری شدند. این درگیری خونین دهها نفر کشته و مجروح بر جای گذاشت ولی در نهایت همافران توانستند حلقه محاصره نیروهای گارد را بشکنند.[۶] وقایع ۲۱ بهمن روز بیست و یکم بهمن ماه روز نبرد مسلحانه همه جانبه مردم و نیروهای دولتی بود. درگیری خونین مردم و لشکر گارد در این روز به اوج خود رسید؛ و جنگ تانکها با مردم مسلح باعث کشته و زخمی شدن صدها نفر شد. آیتالله خمینی تهدید کرد در صورت عدم جلوگیری از کشتار لشکر گارد حکم جهاد خواهد داد.[۷] در اینروز چندین کلانتری توسط گروههای مسلح مردمی تسخیر شدند که در نتیجه آن مقادیر زیادی اسلحه به دست مردم افتاد. در همین روز فرمانداری نظامی تهران اعلامیه شماره ۴۰ را انتشار داد؛ بموجب این اعلامیه رفت و آمد مردم از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۵ بامداد ممنوع اعلام شد. در پی اعلامیه مزبور اعلامیه دیگری صادر و منع عبور و مرور تا ساعت ۱۲ بامداد تمدید شد. مردم عملاً مقررات حکومت نظامی را باطل ساختند و تا صبح در خیابانها با ایجاد حریق و راه بندانهای متعدد مانع حرکت قوای نظامی میشدند.[۸] [ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 01:57 ب.ظ ] [ سکینه صادقیان ]
معرفی کتاب بابانظر
شهید محمدحسن نظرنژاد در سال 1325، در یکی از روستاهای مشهد به دنیا آمد. پدر و پدربزرگ مادری و پدریاش «روحانی» بودند. او نیز مدتی در مدرسه عباسقلیخانِ مشهد درس طلبگی خواند. در سال 1342 طلبگی را رها کرد و مدتی به نانوایی مشغول شد. بعد به بافندگی روی آورد. چون از قوت جسمی برخوردار بود، در کُشتی یکی از سرشناسترین کشتیگیران استان خراسان شد.
با سرعت از کنار بچهها رد شدم و رفتم. عراقیها که از تیراندازی خسته شده و مکث کرده بودند، یکدفعه دیدند موتوری رد شد. تا خواستند بجنبند، من به داخل شهرک دو عیجی رفتم. نزدیک خانهها رسیدم و هفت هشت نفر عراقی را دیدم که دم در خانهای ایستادهاند. [ دوشنبه 24 بهمن 1390 ] [ 07:52 ب.ظ ] [ سکینه صادقیان ]
جنگ تحمیلى و هویت دفاعى ایران در نگاه امام راحل
علل تحمیل جنگ [ دوشنبه 24 بهمن 1390 ] [ 07:50 ب.ظ ] [ سکینه صادقیان ]
دفاع مقدس از منظر امام خامنه ای
*این جنگ [جنگ هشت ساله]، مظهر و تجلى همهى روحیات خوب و سازندهاى است که یک ملت و یک کشور را مىتواند به تعالى حقیقى برساند. [ دوشنبه 24 بهمن 1390 ] [ 07:45 ب.ظ ] [ سکینه صادقیان ]
پیامدها و دستاوردهای دفاع مقدس (4)
دستاوردهای بین المللی و منطقهای دفاع مقدس [ دوشنبه 24 بهمن 1390 ] [ 07:43 ب.ظ ] [ سکینه صادقیان ]
|
||||||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||||||